پنجشنبه 16 خرداد ماه سال 1387
درسال42در قم یک پاسبان مفلوک و یک مأمور شخصی به سراغش آمده بودند با یک فولکس واگن قراضه که او را نیمه شبان به محبس پایتخت ببرند. و چون او سر خم کرده بود که به صندلی پشت اتومبیل بخزد، سرش به جدار ماشین خورده بود و پانزده سال بعد فرمان داده بود آن پاسبان مفلوک را که حالا هفتاد و پنج سال داشت و شکسته و بازنشسته در اتاقی اجارهای در جوادیه میزیست بیابند و بیمحاکمه اعدامش کنند


